تبلیغات
بصائر - مطالب یادداشت
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
وصیت شهدا
وصیت شهدا
آمار وبلاگ
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • کل بازدیدها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین به روز رسانی :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل مطالب :
درباره

احسان ملانوری
دانشجوی دوره دهم کارشناسی ارشد پیوسته رشته معارف اسلامی و فرهنگ و ارتباطات
تهران - دانشگاه امام صادق علیه السلام
لینک دوستان
نویسندگان
جستجو

لوگوی دوستان
کاربردی
[cb:blog_page_title]
منوی اصلی
موضوعات وبلاگ
مطالب پیشین
آرشیو مطالب
صفحات مجزا
وصیت شهدا
وصیت شهدا
نظرسنجی
[cb:poll_question]

[cb:poll_answer]

آمار وبلاگ
  • بازدید امروز : [cb:stat_today_view]
  • بازدید دیروز : [cb:stat_yesterday_view]
  • بازدید این ماه : [cb:stat_this_month_view]
  • بازدید ماه قبل : [cb:stat_last_month_view]
  • کل بازدیدها : [cb:stat_total_view]
  • آخرین بازدید : [cb:stat_last_view_date]
  • آخرین به روز رسانی : [cb:stat_modify_date]
  • تعداد نویسندگان : [cb:stat_total_author]
  • تعداد کل مطالب : [cb:stat_total_post]
درباره
[cb:blog_logo]

[cb:blog_description]
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
جستجو

لوگوی دوستان
کاربردی
[cb:blog_script]
ابر برچسب ها
مرتبط با : [cb:post_category_name] , 

[cb:post_body1] [cb:post_body2]

[cb:post_continue_link]

مطالب مرتبط :
:: [cb:post_related_link_name]


برچسب ها :
[cb:post_tag_name] , 
توسط : [cb:post_author_name] | [cb:post_comment_text] : [cb:post_comment_count] نظر


تعداد صفحات : [cb:pages_total]

 | [cb:pages_no] | 
ابر برچسب ها
مرتبط با : یادداشت , سیاسی , 

این روزها بحث‎های بسیاری درباب مذاکرات و مثبت و منفی بودن روند آن صورت می‎گیرد. اما جالب اینجاست که اکثریت بر سر این موضوع که اگر چنین و چنان باشد، نتایج خوبی به دست آورده‎ایم؛ اتفاق نظر دارند و گویی اصل مذاکره را پذیرفته‎اند. بیهوده نیست که هاشمی هم با صراحت از شکسته شدن تابوی مذاکرات سخن می‏گوید آن هم مذاکره با شیطان بزرگ! شیطان بزرگی که روزی ملت ایران تمام عزم و اراده خود را در راه شکست او به کار برد، حالا دیگر فقط دوست شب‎های دور و دراز رویاهای عده‎ای قلیل نیست و این ارادت قلبی به کدخدا، نه در اذهان بلکه در بیلبورد تبلیغاتی‎شان هم خودنمایی می‎کند.

اما عده‎ی کمی هستند که دعوا را کمی عقب‎تر می‎برند، یعنی قبل از نرمش قهرمانانه رهبری. یعنی زمانی که سخن گفتن از شیطان بزرگ، حرام و نه مکروه بود مگر برای ذکر شریف مرگ بر آمریکا. مرگ بر آمریکایی که پیرخمین، حضرت روح‎الله آن را لالایی شب‎های یارانِ در گهواره‎ی خویش کرده بود و داستان گرگ و بره را شب و روز برای آن‎ها مشق می‎کرد. « من كرارا گوشزد نموده ام كه رابطه ما با امثال آمریكا، رابطه ملّت مظلوم با جهانخواران است. (19/1/1359)»

چه بگویم که دم عیسایی حضرت روح‎الله هم در اینان اثری نکرد. کار بدانجا رسید که خلف صالح پیرخمین، پیر جوانِ سیلی‎خورده‎ی انقلاب هم مکرر هشدار داد و گفت: « آنچه که برای آنها خیلی مهّم است، مذاکره است. می‌خواهند ایران پشت میز مذاکره بنشیند؛ بعد که مذاکره شروع شد، آن‌وقت سرِ رابطه داستانها و حکایتها دارند. (26/10/1376)»

حالِ امروز ما نتیجه‎ی همان زمانی است که ندای أین عمار امام امت را لبیک نگفتیم و قَالُواْ یَا مُوسَى إِنَّا لَن نَّدْخُلَهَا أَبَدًا مَّا دَامُواْ فِیهَا فَاذْهَبْ أَنتَ وَرَبُّكَ فَقَاتِلا إِنَّا هَاهُنَا قَاعِدُونَ «مائده 24» را تکرار کردیم. آن‎قدر اجازه دادیم دم از مذاکره بزنند که دیگر قبحی برایش نماند و نقل محافل و مجالسمان شد.

آری تابوی مذاکره با آمریکا شکست و این پیروزی مبارکتان باد ای سرسپردگان به ایادی غرب و شرق! عزت و شرف و غیرتتان را که بردند؛ مراقب باشید در حین پایکوبی و عیش و نوش این جشن پر از سرور و شادی‎تان، اندک سرمایه‎ای که برایتان مانده را به غارت نبرند؛ اسلام را می‎گویم همان که جز پوسته‎ای از آن را نمی‎شناسید. اما بدانید پابرهنگان امام امت تا خون در رگ دارند، لبشان از ذکر مرگ بر آمریکا نمی‎ایستد و روزی خواهد رسید که با شما نیز به مبارزه خواهیم پرداخت و آن زمان، هنگامه‎ی نابودی شما در زباله‎دان تاریخ است و هنگامه‎ی وَنُرِیدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمُ الْوَارِثِینَ « قصص ماست.


 

 





برچسب ها :
مرگ بر آمریكا ,  امام خمینی ,  امام خامنه ای ,  هاشمی ,  مذاكرات , 
مرتبط با : سیاسی , یادداشت , 

امید محرومان و مستضعفان جهان را نامید نکنیم

لزوم توجه به چهره‎ی انقلابی جمهوری اسلامی ایران که در مذاکرت مخدوش می‎شود

 

« اینکه ایران با آمریکا صحبت می‎کند، اقدام خوبی است. ما یک تابو را شکسته‎ایم.»

« بازگشایی سفارت آمریکا در ایران، غیرممکن نیست و ...»

این‎ها جملاتی است که این روزها از زبان مسئولان عالی‎رتبه جمهوری اسلامی به گوش می‎رسد.

در زمانی که انقلاب اسلامی ایران به پیروزی رسید، کمتر کسی به فکر آینده‎ی انقلاب و حتی بقای آن بود؛ اما این حضرت روح‎الله بود که افق حرکت انقلابی ملت ایران را ترسیم نمود و بیداری ملت‎های مسلمان را به عنوان مأموریتی عظیم در راستای زمینه‎سازی ظهور حضرت حجت مشخص کرد. مأموریتی که دشمنان اسلام را متحد کرد تا رشته‎ی ارتباط ملت‎های مسلمان با حرکت انقلابی ملت ایران را قطع کند. اما گذشت زمان، صدق وعده‎ی حق حضرت روح‎الله در تحقق بیداری اسلامی را نشان داد و پیوند میان سایر ملت‎ها با جریان ضد استکباری ملت ایران، روز به روز عمیق‎تر و مستحکم‎تر گردید.

اما پس از مدتی فرزندان انقلاب، توصیه‎های پیرخمین را فراموش کردند و به مذاکره با شیطان بزرگ مشغول شدند، به این امید که شاید دیگر شیطان بزرگ، توبه کرده و فرشته اعظم شده باشد؛ غافل از اینکه «اگر جمهورى اسلامى با امریكا پشت میز مذاكره بنشیند، آمریکایی‌ها خیالشان از این جهت راحت مى‏شود؛ به هرجایى در دنیا مى‏گویند: شما براى چه تلاش مى‏كنید؟ شما كه مثل ایران نخواهید شد، به پاى ایران كه نخواهید رسید! هرچه بشوید، یك ملت و یك نظام و آن شكوه و شجاعت را كه پیدا نخواهید كرد؛ آن‌ها هم بالاخره مجبور شدند و اینجا پاى میز مذاكره آمدند؛ شما دیگر چه مى‏گویید؟! 26/10/1376»

چیزهایی که ما در این مذاکرات از دست داده‎ایم، خیلی فراتر از چیزهایی است به ظاهر در متن توافق‎ها ذکر شده است اما کیست که این هزینه‎ها را به حساب بیاورد.


ویژه‎نامه فتح - شماره 48 - فتح قدس

 





برچسب ها :
مذاكرات ,  تابوی مذاكرات ,  هاشمی ,  فتح48 ,  مذاكره با آمریكا , 
مرتبط با : یادداشت , 

به نام خدای مهربان‎ترین آرزو

سررسید نهج‎البلاغه با رویکرد مدیریت فرهنگی

در آستانه سال جدید، انتشارات سیمای خورشید وابسته به فرهنگسرای تخصصی امام مهدی، اولین سررسید این مجموعه ویژه سال 1394 شمسی (1436-1437 قمری) را با عنوان «سررسید نهج‎البلاغه با رویکرد مدیریت فرهنگی»، ویژه مدیران و فعالان فرهنگی منتشر نمود.

در این سر رسید هر هفته یکی از اصول مدیریت فرهنگی، معرفی و با آوردن جملاتی از کتاب شریف نهج‎البلاغه به تبیین آن پرداخته شده است که بیانات مقام معظم رهبری (مدظله‎العالی) با بخشی از شرح نهج‎البلاغه در آخر هفته، مؤیدی بر آن است. هم‎چنین در پایان هر ماه، بخشی از جملات امیرالمؤمنین علیه‎السلام در کتاب شریف نهج‎البلاغه با محوریت مدیریت فرهنگی که توسط مقام معظم رهبری تفسیر و شرح داده شده، ذکر شده است.

هم‎چنین در این سررسید، نود فایده و ثواب خواندن دعای فرج همراه با دعای حضرت مهدی، دعای فرج و معرفی برخی مجموعه‎های فرهنگی جبهه انقلاب اسلامی آمده است.

برای دریافت این سررسید، می‎توانید با آقای حکیمیان 09138533416 تماس حاصل فرمایید.


 





برچسب ها :
سررسید ,  نهج‎البلاغه ,  سررسید نهج‎البلاغه ,  مدیریت فرهنگی ,  فرهنگسرای تخصصی امام مهدی ,  فعالان فرهنگی ,  مدیران فرهنگی , 
مرتبط با : یادداشت , تاریخ , 

باسمه تعالی

در تاریخ 27 خرداد ماه 1384 انتخابات نهمین دوره ریاست­جمهوری برگزار شد. از میان کاندیداهای موجود، شاید کمتر کسی فکر می­کرد محمود احمدی­نژاد بتواند رقیبان صاحب نامی چون مهدی کروبی، مصطفی معین، محمدباقرقالیباف و علی لاریجانی را پشت سر بگذارد و همراه با اکبرهاشمی رفسنجانی، به دور دوم انتخابات، راه پیدا کند و در تاریخ سوم تیر 1384 نیز، از کهنه­کار سیاست ایران عبور کرده و به عنوان ششمین رییس­جمهور جمهوری اسلامی ایران معرفی گردد. در این دوره انتخابات، آقایان معین، کروبی و هاشمی؛ ادعای تقلب را مطرح کردند که با روشن شدن اشتباه بودن این مدعا، ادعای تقلب نیز در نطفه خفه شد.

بی شک عامل پیروزی احمدی­نژاد در مقابل رقبای بزرگ خویش، عواملی چون ناامیدی مردم از احزاب اصلاحات و کارگزاران، دادن شعارهایی چون مبارزه با فساد اقتصادی و رفع بیکاری و رسیدگی به محرومین و ساده­زیستی وی و علی­الخصوص شعار عدالت تشکیل می­دهد.

احمدی­نژاد در دوران خود برای اولین بار، سفرهای استانی را بصورت جدی به راه انداخت. از دیگر اقدامات وی می­توان به سهام عدالت، پرداخت یارانه نقدی، مسکن مهر، سهمیه­بندی بنزین و ... را نام برد. او در زمینه فناوری­های هسته­ای، ماهواره­ای، نانو­­، سلول­های بنیادین و ... نیز با حمایت­ها و برنامه­های جدی خود، پیشرفت­های چشمگیری را به ارمغار آورد. او همچنین در سیاست خارجی نیز گفتمان جدیدی را غالب کرد و آن گفتمان استکبارستیزی و مقاومت بود. اما عده­ای سیاست احمدی­نژاد را سیاست مقابله به مثل در برابر سیاست­های آمریکا خواندند و معتقدند همانگونه که آمریکا سعی در نفوذ در مناطق نزدیک به ایران برای فشار بیشتر بود، احمدی­نژاد نیز در کشورهای آمریکای جنوبی همین سیاست را دنبال کرد. اما فارغ از همه­ی این اوصاف، احمدی­نژاد به رابطه با غرب و دول اروپایی پشت پا زد و به رابطه با کشورهایی جدید روی آورد.

اما انقلابات احمدی­نژاد فقط خارج از کشور را شامل نشد. در داخل نیز او توانست با حجم بالای سفرهای استانی و رسیدگی هر چه تمام به وضع محرومین و روستاییان، اعتماد و حمایت اکثریت مردم ایران را کسب کند و این حمایت و اعتماد را پشتوانه انتخابات دوره دهم ریاست­جمهوری قرار دهد. به گونه­ای که با وجود هجمه­ی رسانه­ها و مطبوعات داخلی و خارجی و متحدشدن کاندیداهای شرکت­کننده در این دوره هم نتوانست مانع از انتخاب مجدد وی گردد.

اما جریان موسوم به جریان سبز، از چندین ماه قبل از برگزاری انتخابات، سناریوی القای تقلب و براندازی نظام را در زهن خود ساخته و پرداخته بودند و درست پس از اعلام پیروزی احمدی­نژاد، میرحسین موسوی خود را برنده انتخابات اعلام کرد و نتایج حاصله را تقلب اعلام کرده و از حامیان خود خواست که به خیابان­ها بریزند و با اعتراض، حق نداشته خود را پس بگیرند. در این فرآیند احمدی­نژاد نیز با سخنان خود، آتش فتنه را شعله­ور ساخت، هنگامی که معترضین را خس و خاشاک نامید. سرحلقه­های فتنه­گران بر این موج ایجاد شده توسط احمدی­نژاد سوار شدند و قریب به 8 سال، ایران را عرصه تاخت­وتاز خود قرار دادند. فتنه­ای که سخنان امام خامنه­ای در نمازجمعه 29 خرداد نیز نتوانست آتش آن را خاموش کند تا آنکه هتک حرمت فتنه­گران به عاشورای حسینی، منجر به ایجاد سیل خروشان مردم بصیر در 9دی و برچیده شدن بساط فتنه و فتنه­گر شد. اگر نبود مدیریت و تدبیر حکیمانه امام خامنه­ای، شاید اتفاقات دیگری رخ می­داد و این سکان­داری ایشان بود که گذاشت دفع به حداقل و جذب به حداکثر خود برسد.

اما احمدی­نژاد دوره دوم ریاست­جمهوری خود را بسیار متفاوت از دوره اول خود شروع کرد. او طی اقدامی اسفندیار رحیم مشایی را به معاونت اولی خود منصوب کرد که با مخالفت رهبری در تاریخ 27/4/88 روبرو شد. اما او این حکم ولایی را نپذیرفت و در آزمون ولایت که قبولی در آن شرط قبولی سایر آزمونهاست، مردود گردید و در مقابل این حکم، خانه­نشینی را انتخاب کرد ولی پس از آنکه نتیجه نگرفت، مشایی را به عنوان رییس­دفتر خود معرفی کرد و بر مخالفت با رهبری اصرار و پافشاری کرد. همین امر موجبات اختلافات بعدی وی با وزرا و مجلس شورای اسلامی شد. به گونه­ای بی­سابقه­ترین تعداد عزل و نصب­ها را در این دوره شاهدیم. همچنین در هیچ دوره­ای، اختلافات شدید بین مجلس و دولت را تا این حد شاهد نبوده­ایم. او حتی در اواخر دوران ریاست­جمهوری خود، دم از مذاکره می­زد و خواهان رجوع به کدخدای دهکده جهانی بود که البته فرصت این کار را پیدا نکرد و تنها مسیر را برای دولت بعدی هموار کرد.

در پایان اگر بخواهیم انتقادات اساسی وارد بر دوران احمدی­نژاد را بیان کنیم در عناوین زیر خلاصه می­گردد:

عدم تبعیت محض از رهبری نفوذ جریان غیر خط امام و رهبری و یا انحرافی در اندیشه­ و اعمال وی و دولت وی عزل و نصب­های احساسی و بسیار زیاد علنی کردن اختلافات موجود بین قوا انهدام سازمان بودجه و برنامه تصمیم­گیری­های غیرکارشناسی و تحمیل هزینه­های مادی و معنوی و فرهنگی به جامعه و کشور و ... .



مرتبط با : یادداشت , 

چند مدتی است در سراسر کشور، شاهد سلسله جلسات و همایشهایی با عنوان نشست شورای همگرایی اصولگرایی هستیم. پس از انتخابات ریاست­ جمهوری؛ عده ­ای از اعضای جامعه روحانیت  مبارز که خود را قیم این جناح می­ دانند، درصدد متحدکردن دوباره ­ی همفکران خود برای بازپس ­گیری قدرت سیاسی هستند. یکی از نکات جالب این جلسات، استفاده و یا بهتر بگوییم سوءاستفاده از علما و ائمه جمعه کشور است که به قطع یقین ضربه­ ی خود را به پیکره روحانیت خواهد زد.

حجت­الاسلام سید رضا تقوی، عضو جامعه روحانیت مبارز و رییس شورای سیاست­گذاری ائمه ­ی جمعه کشور با حفظ سمت، ریاست شورای همگرایی اصولگرایان را نیز برعهده دارد. وی اخیرا در گفت­ وگو با فارس از تلاش برای برگزاری همایشی سراسری با محوریت آیت ­الله مصباح یزدی تا پیش از محرم خبر داد. این یعنی آنها از بهبود آیت­الله مهدوی­ کنی ناامید شدند و به دنبال رهبری دیگر جهت استفاده از او هستند.

در اینجا چند سوال مهم و اساسی وجود دارد. اول اینکه چرا برخی برای پیش­برد اهداف و مقاصد سیاسی خود، از عزیزانی چون آیت ­الله مهدوی کنی و آیت ­الله مصباح یزدی و  سوءاستفاده می ­کنند؟ دوم اینکه چرا این عزیزان با این همه سوابق سیاسی و انقلابی پیشنهاد این عده را قبول کرده و خود را در یک جناح سیاسی جای می ­دهند و شأنیت فراجناحی خود را دچار خدشه می ­کنند؟

این را همگان قبول دارند که سیاست ما عین دیانت ماست و روحانیان عزیز باید در صدر مسائل سیاسی قرار بگیرند بخاطر تقوای سیاسی بالای ایشان ولی حزب و حزب­ بازی به هیچ وجه برای ما مورد قبول نیست. اگر مصداق ما اسم و تعاریف افراد است، خب اصلاحاتی بودن هم بنا به تعاریفی که از آن ارائه می ­دهند بسیار عالی است. اصلا حضرت امیر خود یک مصلح اجتماعی بود. اصلا اصول اصولگرایی چیست!؟

 

در پایان برای سلامتی و شفای عاجل هرچه سریع­تر آیت ­الله مهدوی ­کنی، حمد شفا قرائت کنیم!



مرتبط با : یادداشت , 

بـــــرد بـــــرد

پس از گذشت چندین ماه از مذاکرات، عراقچی نفر اول تیم مذاکره‌کننده مذاکرات اخیر، پس از 20 ساعت مذاکره گفت: « تا حل اختلافات بین طرفین، فاصله­ ی زیادی وجود دارد اما مذاکرات از آن جهت که به درک اختلافات کمک می ­کند، خوب و مفید بود!»

سوال مهمی که ذهن همگان را به خود مشغول کرده این است که آیا آقای روحانی و تیم مذاکره ­کننده محل اختلاف ما با آمریکا را نمی ­دانستند!؟ آیا دریافت این موضوع ابتدایی و ساده، این قدر برای ایشان ارزش داشت که غرور ملتی را دچار خدشه کنند؛ هنگامی که سرمایه ­های بلوکه شده ­ی خودشان را با خواری و خفت پس می ­گیرند!؟ آیا رسیدن به نتیجه ­ای که ملت ایران از ابتدای انقلاب به آن رسیده­، این قدر مهم بود که جناب روحانی، منتقدین خویش را به جهنم بخوانند!؟ و...!

شاید برای عده ­ای رسیدن به این نتایج برد است ولی به قطع یقین برای آمریکا، شکسته شدن غرور ملی ایرانیان و قطب اسلام درمقابل قطب استکبار بردی است بس بزرگ و شیرین! اما سخن آخرم با اهالی دیار لبخند و مذاکره است. هرگز خیال نکنید این 10 هزار سانتریفیوژ به راحتی به دست آمده که می ­خواهید به راحتی تعداد آن را به 7هزار کاهش دهید. در این راه شهریاری­ ها و علیمحمدی ­ها جان باختند! آرمیتاها بی ­پدر شدند و چراغ روشن خانه ­ی احمدی روشن ­ها خاموش گشته تا شما در آسایش و آرامش به ضیافت قهوه با چاشنی لبخند بنشینید...!



مرتبط با : تاریخ , یادداشت , 

بی‎­شک سید جمال­‎ا‎لدین اسدآبادی، از چهره‎­های بزرگ ضداستعماری هست که در جهان اسلام نیز چهره‎­ای محبوب و شناخته شده است. وی سراسر عمر خود را در راه مبارزه با استعمار و سرافرازی پرچم اسلام سپری کرد و در این راه، از هیچ حرکتی دریغ نکرد. اما در برخی از حرکتهای اصلاحی و انقلابی، شاهد این امر هستیم که عده‎­ای نقش سید را بسیار بسیار بزرگتر و پررنگ‎تر از آنچه که هست، نشان می‎­دهند. یکی از آن حرکت‎ها، جنبش یا بهتر بگویم، نهضت تحریم تنباکو است که ریشه و سرآغاز مشروطه است. برای پی­‎بردن به اهمیت این نهضت، جالب است بدانیم که نهضت تحریم، همان نقش 15 خرداد 42 برای انقلاب اسلامی 57 را برای انقلاب مشروطه بازی می‎­کند. جالب‎­تر آن‎که این نهضت هم دقیقا 15 سال قبل از انقلاب مشروطه اتفاق افتاده است.

برای پی­‎بردن به اهمیت نهضت تحریم، باید کتاب‎ها مطالعه شود ولی به همین حد اکتفا کرده و به نقش سیدجمال در این حرکت انقلابی، اشاره می­‎کنیم. آنچه که روشن است، این است که سید هرگز به صورت مستقیم در این نهضت سهیم نبوده است لیکن به علت دو نام‎ه­ی به اصطلاح برخی، بسیار مهم و تاریخی، نامش در این واقعه مطرح می­گردد. گیرنده این دو نامه کسی نیست جز رهبر و مرجع بلامنازع شیعیان جهان، یعنی میرزای شیرازی!

نامه اول سید، قبل از شروع علنی نهضت بود که سید در این نامه، به لزوم اقدام و حرکت سریع میرزا اشاره می‎­کند. اما او در این مرقومه، پا را از گلیم خویش فراتر گذاشت؛ به گونه‎­ای که انتقاد مرحوم مدرس را برانگیخت. شهید مدرس به لحن و مفاد این نامه، بسیار ایراد گرفته است که با توجه به این انتقاد، دو جریان و خط فکری در شیعه ترسیم می‎­شود. هرچند این دو خط درخور تقدیر و در راستای نهضت­های اسلامی و تحولات سیاسی ارزشمند هستند، به نظر می­رسد اصالت یکی بیشتر از دیگری باشد. سید جمال تاثیرات بین‎­المللی و ارزش‎های مبارزاتی فو‎‎‎ق‎­العاده‎­ای داشته است؛ اما بحث اینجا، خائن یا خادم بودن نیست بلکه بحث از اصیل و اصیل­تر است. بی‎­شک خط میرزای شیرازی که امام خمینی به گفته خودشان در این راستا قرار می‎­گیرند، بسیار اصیل‎­تر از خط سید جمال است.

مدرس به این قسمت نامه که مربوط به بانک بوده و خطاب سید به میرزاست، متعرض شده و نقادانه آن را ارزیابی کرده و می‎­گوید: قسمتی از نامه سید به میرزا، درباره بانک است و به نظر می‎­رسد سید، بانک را برای مجتهد بزرگ و پیشوای عظیم­‎الشان شیعیان جهان تا این اندازه خام و بی­‎محتوا معنا کند و بگوید: «بانک، و بانک تو چه می­‎دانی چیست! بانک عبارت از این است که زمام ملت را یکجا به دست دشمنان اسلام داده و مسلمانان را بنده‎­ی آنها نموده و سلطنت و آقایی کفار را بر آنها بپذیرند».[1]

سید که با بیان چنین مطلبی در حقیقت به ساحت پیشوای دین اهانت کرده است، باید بیشتر دقت می‎­کرد تا درمی‎­یافت که قبل از این نامه، میرزای شیرازی بارها به این مسائل اعتراض کرده بود و اگر بانک و دیگر تحفه‎­های فرنگی را بهتر و بیشتر از سید نمی­‎دانست و نمی­‎شناخت، کمتر هم نبود. نکته بعدی میزان تاثیرگذاری این نامه بر میرزا است. واقعیت‎­های تاریخی، جنبه­‎ی  خط­‎دهندگی نامه‎­ی سید به میرزا را تایید نمی‎­کند چرا که این نامه را سید هنگامی که مرحوم سید علی‎­اکبر فال­‎اسیری، مجتهد شیراز و داماد میرزا در زمان تبعیدش و هنگام توقف وی در بصره نوشته است و او واسطه‎­ی رساندن آن به مرحوم میرزا بوده است. چند نکته مهم را باید در اینجا یادآور شد. اول اینکه آیت­‎الله میرزای شیرازی خود، پایه‎­گذار تفکر تحریم بوده و نقطه­‎ی شروع این تفکر، قبل از قیام تنباکو و نقطه­‎ی اوجش در سالهای مبارزه علیه قرارداد رژی بوده است.

دوم اینکه مرام و نحوه‎­ی مبارزات مرحوم میرزا با مرحوم سیدجمال­‎الدین متفاوت بوده است. خط اصلاح­‎گری میرزای شیرازی، اصیل‎­ترین و تاثیرگذارترین تفکر در نهضت‎­ها و حرکتهای سیاسی شیعه در قرن اخیر بوده است. در حالی‎که تفکر و مبارزات سید، بیشتر در حوزه‎­های غیرشیعی و در غیر ایران موثر بوده است. نکته‎­ی بعد آنکه سید نزد میرزا از جایگاه بالایی برخوردار نبوده است چرا که نامه را مستقیما خود به میرزا رسانید بلکه آن را با واسطه مرحوم فال اسیری این کار را کرد، در حالی‎که از بصره تا سامرا راهی نبوده است و نکته­‎ی آخر آنکه هنگامی که میرزای شیرازی از ماهیت امتیاز واگذارشده به انگلستان باخبر شد، پیش از آنکه نامه سید به دست وی رسیده باشد، فتوای تحریم تنباکو را صادر کرده بود.

اما نامه­‌ی دوم سید به میرزا، پس از پیروزی نهضت تحریم تنباکو صادر شد. با توجه به این نامه می­‎توان به این نکته پی برد که در بحبوحه‎­ی قیام تحریم تنباکو، جنبه‎­ی ضداستبدادی فکر سیاسی سیدجمال بیشتر و قوی‎­تر از جنبه‎­ی ضداستعماری بوده است. در حالی‎که در تفکر رهبری میرزا در جنبش تنباکو، جنبه‎­ی ضداستعماری قوی­‎تر از جنبه‎­ی ضداستبدادی بوده است. برای سید سرنگونی ناصرالدین‎­شاه حتی بدون مسئله‎­ی جایگزینی جدی آن مطرح بوده است و این نکته در مجموع تفکر این دو نامه‎­ی سید به میرزا و مخصوصا نامه دوم، به وضوح معلوم است. اما به تعبیر میرزا، «قطع ید فرنگی» مسئله اصلی و فوری و نقطه­‌ی ثقل حرکت تحریم بود که تبعات آن به طور قطع، استبداد را در ایران متزلزل و در انظار، خوار و خفیف می­‎کرد که نمونه‎­ی آن متزلزل شدن قاجاریه بود. ناصرالدین شاه که وی را ظل­‎الله می‎­نامیدند، بعد از واقعه تحریم، به او «شاه‎­باجی سیبیلو» می­‎گفتند و بعد از این، سلطنت دیگر احترام خود را بدست نیاورد تا سقوط دولت قاجار. اگر میرزا روش تند و بی‎­برنامه­‎ی سیدجمال را پیش گرفته بود، قطعا نهضت تحریم هم به سرنوشت مشروطه دچار می‎­شد و حکومتی مستبدتر به نام پهلوی یا هر نام دیگری روی کار می­‎آمد.

پس نتیجه را می‎­توان در این جملات دکتر موسی نجفی خلاصه کرد: « به نظر من، هرچند سیدجمال در قیام تحریم نقش مهمی نداشت، این قیام در چند سال آخر عمر سید، بسیار تاثیرگذار بود. به بیان واضح­‎تر باید گفت بیشتر، قیام تنباکو بر سید تاثیرگذار بوده است تا سید برآن.


[1] - مشروطه‎­شناسی، دکتر موسی نجفی، نشرآرما،ص120



مرتبط با : یادداشت , 

بستر، محلی برای آسودن و استراحت پس از یک روز سخت و طاقت‌فرساست. از قدیم تا به امروز، همراه با تکامل ابزارآلات، بسترها نیز متکامل­تر و بسیار راحت­تر شده­اند. یک سر این طیف را تشک­های مامان­دوزی تشکیل می­دهند که با قرار گرفتن بر روی زمین، تازه موتورشان برای سفر به اعماق رویاها، به کار می­افتاد. و سر دیگر این طیف را تخت­خوابهای فوق­العاده راحت و البته نرم تشکیل می­دهند که با فاصله گرفتن از زمین؛ خیال اهالی خواب و رویا را از این جهت راحت می­کند که هر چه آنها را خواب ببرد، آب نخواهد برد. اما بشر همیشه به فکر آسودگی و راحتی بیشتر بوده و هست. خب هر چه کار فرد مهم­تر، خستگی بیشتر و در نتیجه بستر بزرگتری برای آرامش نیاز می­شود. اصلا فلسفه تخت روان در مصر باستان نیز همین بوده است. حکام و فراعنه مصر که نمی­توانند دست از خدمت به مردم بردارند! می­توانند!؟ از آن طرف هم این تنگی وقت و محدودیت تن آدمی را هم که نمی­توان نادیده گرفت. پس لاجرم در ساعات خواب خود نیز مجبور به سرکشی و بررسی امور می­شدند که برای کاستن خستگی و رفع امور، بستری مناسب نیاز بود و آن نیز دوش چند نفری بود که شغلشان، حمل کردن تخت روان بود و در امر اشتغال­زایی نیز، این امر بسی موثر بود!

خدا لعنت کند این مدرنیته را! اصلا نمی­فهمد که هر چه قدر هم تخت­های آسوده و راحت بیاورد، هرگز نمی­تواند جای آن تخت­های روان را بگیرد! حاکم باید مردمی باشد و در بین مردم حضور داشته باشد. از سوی دیگر تهاجم فرهنگ غربی به کشورهای عربی، جوانها را تنبل و بعضا بیکار کرده است. خب بندگان خدا سران عرب هم، در راستای رفع این بحران، چاره­ای جز رجوع به شیوه فراعنه خدوم ندیدند تا هم بیشتر به امور مملکتی برسند و هم این جوانان را از بیکاری و تنبلی در بیاورند. ولی مشکل اینجاست که امروز با دیروز فراعنه بسیار فرق دارد و امورمملکتی بسی پیچیده­تر و گسترده­تر شده است! فلذا این تخت روان باید بزرگتر باشد و چه بهتر که یک ملتی، برای رهایی از چنگال تمدن غرب، از خواب غفلت بیدار شده و همگی برای کمک به حکام خود، حرکت و جنبشی را راه بیندازند که چون در بستر مناطق اسلامی است، این بیداری هم از جنس اسلامی است. در این راه جهاد لازم است. حتی اگر مردم، خود نتوانستند در خدمت سران خویش باشند، باید با خون خود، بستری برای حکام عرب بسازند.

آری خواب آمریکایی سران عرب در بستر بیداری اسلامی، همان مصداق کف روی آب است! تفاوت کار اینجاست که جای آب را خون گرفته است...!